در مجموع براي نماز مي توان ويژه گي هايي به شرح ذيل قايل شد:

نماز باعث روشني دل، اميد و نشاط، جلب رحمت پروردگار، مانع زشتي و منکر.

فلسفه دعا: فلسفه دعا در سه بخش قابل توضيح است: فلسفه و هدف نهايي از دعاکردن اجابت نيست.

اصولاً اجابت و گرفتن پاسخ يکي از فوايد مهم دعا است ولي هدف نبوده و نيست، بنابر دلايل زير:

?- اگر فلسفه و هدف دعا فقط اجابت باشد، از هر کسي که بتواند خواهش ما را اجابت کند مي توان درخواست کرد و اين با روح توحيد که نفي عبوديت غير خداست مخالف است.

?- اگر فلسفه و هدف دعا، اجابت و گرفتن حاجت و پاسخ باشد و خداوند سبحان فقط بدين منظور فرمان به دعا داده باشد، ديگر تاخير در اجابت معني ندارد و تاخير در اجابت از جانب خداي حکيم کاري عبث و بيهوده است که صد البته چنين نيست در مجموع فلسفه دعا، از بين بردن روح اکبر و استکبار در انسان است و کبر و برتري طلبي همراه با غرور بيجا عامل مهم دعا نکردن و عدم درخواست شخص از خداوند متعال مي باشد تا آنجا که شخص خود را بالاتر از آن مي داند که در مقابل خداوند سر بر خاک نهد و با زاري و دشتهاي باز همچون گدايان از او چيزي بخواهد.

اصلاً او خود را بالاتر از آن مي داند که خواهش و تمنا کند و اين همان کبر است نکته ديگر آنکه دعا عامل توجه به توحيد باريتعالي و ياس از غير خدا است.

اصولاً همه انسانها در تمام ادوار تاريخ، اکثراً اعتقاد به مبدا خالق داشته اند، اما در شناخت و پيروي از او دچار انحراف گشته اند.

شريک قرار دادن براي او، واسطه قرار دادن براي رسيدن و پيوند با او و با نقض خدايي به آنچه لياقت خدايي ندارد از جمله اين انحرافات است.

نتيجه:

خلاصه آنکه نماز (عبادت با عظمت) انسان را در ابعاد گوناگون وجودي اش تربيت مي کند و از او انساني کامل و بلند مرتبه مي سازد و او را به سوي سعادت دنيوي و اخروي رهنمون مي گرداند.

هدف از دعا کردن نيز توجه به همين امر مهم است و دعا کننده اي که به توحيد بي توجه باشد دعايش، دعا نيست و مورد قبول واقع نخواهد شد.

خداوند دعاي کسي را پاسخ مي دهد که از همه چيز، به جز خداوند مايوس شده باشد و رجا و اميدش فقط به پروردگار باشد.